شمارهٔ ۶۱ - بر مزار پدر
مرا بدیده توان نیش نیشتر دیدنولی نه دیده خواهر به اشک تر دیدن
هزار خاک جفا را، بسر توانم کردبریز خاک، نیارم تن پدر دیدن
اجل کجاست که در خاک و خون کشد ماراکه نیست، طاقت بار غم دگر دیدن
سفر بملک دگر کردی ای پدر، آسانکنون مراست بجان رنج این سفر دیدن
هزار تیرم اگر بر جگر نشیند، بهکه کودکان ترا داغ بر جگر دیدن