شمارهٔ ۵۶ - عیش فراهم
خوشم ایدوست، چون غمی دارمبا غم خویش عالمی دارم
باده در جام و درد عشق بجانوه چه عیش فراهمی دارم
شکر ایزد، که ریش حرمان راباده ای هست و مرهمی دارم
خانه جان تهی ز جانان نیستعیش اگر نیست، ماتمی دارم
دل و دلدار، هر دو چون رفتندجای دلدار و دل، غمی دارم
همدمم گو: مباش در عالمناله تا هست، همدمی دارم
یار شیرین چو سرکشید از منیاد رویش بسر همی دارم