شمارهٔ ۵۵ - حبیب اگر بگذارد
طالب یارم، رقیب اگر بگذاردتشنه دردم، طبیب اگر بگذارد
ره بجنون یافتم، ز وادی حیرتسالک راهم، نصیب اگر بگذارد
قصه جور تو با زمانه نگویماین دو لب پر شکیب اگر بگذارد
شیخ ز مسجد چو ما بمیکده آیدمستی ریب و فریب اگر بگذارد
شوق تمنی نمیدهم بدم وصلشوخی چشم حبیب اگر بگذارد
در چمن دهر، رنگ ساده توان یافتسرخی و زردی سیب اگر بگذارد