گنج

شمارهٔ ۳۳ - چشم براه

۵ بیت
رفتی ز چشم و چشم براهم نشانده ایدر سیل اشک و آتش آهم نشانده ای
در حسرت نگاهی از آن چشم دل سیاهبار دگر، بروز سیاهم نشانده ای
گم کرده راه، در شب تاریک زندگیدر انتظار آن رخ ماهم نشانده ای
تا پا نهی چو خاک، بسر بار دیگرمامیدوار، بر سر راهم نشانده ای
چون برق تا شراره بر این آشیان زنیدر آرزوی برق نگاهم نشانده ای