گنج

شمارهٔ ۲۰ - پشیمان آمدی

۶ بیت
بار دیگر در برم، ایشاه خوبان آمدیبا نگاهی گرمتر، از برق سوزان آمدی
قطره شوقت بچشم و خنده مهرت بلبتا چه پیش آمد، که پیش ما بدینسان آمدی
ناز کردی، جور کردی، از برم رفتی بقهرالفتت نازم، که از نازت پشیمان آمدی
همچو رویایم بچشم دل، نشستی سالهالاجرم چون اشک از چشمم بدامان آمدی
خوش رسیدی همچو جام می،بمخموران شبچون نسیم گل، بمهجور گلستان آمدی
روشنی بر چشم بر ره مانده ام دادی، حبیبهمچو بوی پیرهن، بر پیر کنعان آمدی