گنج

شمارهٔ ۱۷ - حباب سینه

۸ بیت
چند در پیچ و خم مو بشکنی جان مرا؟بازکن زین حلقه ها، جان پریشان مرا
زین شرر خاکستری بیشم نماند، ای باد صبحعشق گو: آزاد بگذارد گریبان مرا
شعله دل در حباب سینه دارم چون چراغکی ز رنگ رخ شناسی، سوز پنهان مرا
همچو شمع آتشینم فارغ از هر منتیشعله جان روشنی بخشد شبستان مرا
در بهار عمر، مویم از چه میخواهی سپید؟مهلتی، تا بنگری برف زمستان مرا
بحر آرامم، مشورانم بقهر از تند بادگر نمیخواهی بجان آسیب طوفان مرا
لکه ننگ علائق، دامن ذاتم گرفتشستشو باید، باب مرگ دامان مرا
جز تو ای امید غافل مانده آینده هاهرکسی داند از این آغاز، پایان مرا