شمارهٔ ۱۵ - بنشیند و بگریزد
با هر نفس از جانم، صد آه جنون خیزددر هر نظر از چشمم، صد قطره خون ریزد
شرح غم هجرانش هرگه که کنم آغازچون قصه بلب آید، با ناله درآمیزد
اشک من و راز من، چشم تو ناز توهرجا بمیان آید، صد شور برانگیزد
در سینه مرا دردیست در دیده مرا شوقیاشک من از این ریزد، آه من از آن خیزد
مهر مه من با من، دانی به چه میماند؟اشکی که برخساری، بنشیند و بگریزد