گنج

شمارهٔ ۱۰۴ - از روز ازل

۵ بیت
روی دلها همه از روز ازل سوی تو بودهر دلی پاره شد، از خنجر ابروی تو بود
صبحدم بوی گلاب آمد و از هوشم برگذر باد مگر از سر گیسوی تو بود
گرچه در باغ بسی سرو خرامان دیدمباز در دل هوس قامت دلجوی تو بود
تیر شوق همه خوبان بدل خسته رسیدکارگر تر زهمه، غمزه جادوی تو بود
در تن مرده، مسیحا نفسی جان میدادمگر آمیخته با هر نفسش بوی تو بود