شمارهٔ ۹۵۴
ما دردمند عشقیم عطار که دوا کوگمگشتگان راهیم آنخضر ره نما کو
ای کعبه با خرابات داری اگر چه دعویکو آن مقام امن و در مروه ات صفا کو
عهد مرا نپائی بر غیر آختی تیغگیرم وفا نداری ای نازنین جفا کو
نبود اثر زلیلی ناید صدای مجنونگر غافله گذشته پس ناله درا کو
گفتم حدیث هجرش پرسم زمردم چشمآمد بموج اشکم هنگام ماجرا کو
عاشق بباخت جان و دارد رقیب دعویآن صدق را جزا چیست و آن کذب را سزا کو
چشمش بزلف میگفت تو نافه من غزالمبا این اثر که در ماست آهو کجا ختا کو
آب و هوای شیراز گفتند عیش خیز استعیش و طرب کجا رفت آن آب و آن هوا کو
خاک سرای حیدر مفتاح مشکلات استمشکل شده است کارم آشفته آنسرا کو