گنج

شمارهٔ ۶۶۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ل۹ بیت
ز همرهان مجازی کناره کن ای دلکمند الفت اغیار پاره کن ای دل
چو آفتاب حقیقت برآمد از مطلعاز این ستاره وشان رو کناره کن ای دل
گرت هواست که صبحت برآید از مشرقز اشک دامن خود پرستاره کن ای دل
ز کشتگان مگرت در نظر بیارد دوستتو خویش بر مژه او قناره کن ای دل
طبیت حاذق در شهر بند امکان نیستپی معالجه خویش چاره کن ای دل
برو که سبحه زهاد دام تزویر استبیا به عود صلیب استخاره کن ای دل
بیفکن از تن خود جام‌های عاریتیقبا و کسوت از این نه قواره کن ای دل
به جز سرای مغان فتنه‌زاست قلعه دهرپی تحصن خود فکر باره کن ای دل
پیاده گر بودت پای کوته آشفتهعزیمت در حیدر سواره کن ای دل