گنج

شمارهٔ ۶۰۶

ساقیا مستند چشمانت دمی هشیار باشخواب می‌آرد فسون غمزه‌ات بیدار باش
عقل بر دین می‌کند ترغیب و عشق او به کفرکفر عشق اسلام دان و ز عقل و دین بیزار باش
لعل او دارد مسیحایی نهان در زیر لبای دل من مرده وای چشم او بیمار باش ‏
لعل قد او ببین سنگست لعل سرو چوببنده لعل سخنگو سرو خوش‌رفتار باش
چند ای موسی سینا روی با جد و جهدگو بیا در طور عشق و طالب دیدار باش
من که در بیت‌الحزن یعقوب‌وَش افتاده‌امصدهزاران یوسفم گو بر سر بازار باش
خواهشی آشفته چو گل گر بشکفتی در باغ خلددر گلستان ولای مرتضی گو خار باش