گنج

شمارهٔ ۴۷

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: انها۱۵ بیت
سودای پری‌رویان بر هم زده سامان‌هاسیلاب کند از جا بی‌شایبه بنیان‌ها
زین شعله جواله کز عشق بتان خیزدچون شمع برآرد سر از چاک گریبان‌ها
تنها نه مرا دامان آلوده به بدنامیکآلوده نکونامان از عشق تو دامان‌ها
با چشم سیه کردم صف برزده چون مژگانبشکسته به هم دایم پیمانه و پیمان‌ها
زلف و خط و خال و چشم در قصد دل و دینندکفار شده همدست در غارت ایمان‌ها
بگذر تو طبیب امشب از بستر عاشق زوددردیست که مستغنی است از جمله درمان‌ها
من دل به گلی بستم کو نیست در این گلشنمفریب مرا بلبل از نغمه و دستان‌ها
یک شب شدمش محرم در خلوت دل بی‌غیربسیار بباید دید محرومی و حرمان‌ها
دادند مرا کسوت هم‌رنگ به خود کردندکردند سگان تو در حق من احسان‌ها
گفتم به علاج دل شاید بگشاید لببر زخم دلم بگشود لبریز نمکدان‌ها
حاجی چه کند تقصیر ناچار کشد قربانشایسته این تقصیر آریم چه قربان‌ها
احرام حرم بستیم بر بتکده پیوستیمآن قطع بیابان‌ها این غایت ایمان‌ها
در دام هوای نفس مردند بسی زهاددیوان به کمین پنهان در قصد سلیمان‌ها
بر مطرب و می و قفست گوش و لب و چشمانمانعام خدایی را دادیم چه فرمان‌ها
آشفته ز ره رفتی برخیز و بزن دستیبر دامن شیر حق با این همه عصیان‌ها