گنج

شمارهٔ ۱۹۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اراست۱۱ بیت
المنة لله که ز نو عهد بهار استبلبل به نواخوانی و گل بر سر بار است
غوغای عنادل همه از رفتن گل بودگل آمده و نوبت افغان هزار است
در طبع هوا خاصیت آب حیاتستدر خاک چمن نافه آهوی تتار است
آتش زند از برق و زابر آب ببارددر خاک چمن باد ندانم به چه کار است
نقاش ربیع است چو صورتگر چینیکز خانه او دشت پر از نقش و نگار است
چون دیده یعقوب سفید است شکوفهبا یوسف گل گرچه هم آغوش و کنار است
سرو است چو صوفی همه در وجه ز مستیاز حالت او فاخته کوکوزن و زار است
ساقی چمن نرگس مخمور چو مستاناز ساغر او لاله همانا به خمار است
صد شکر که آشفته علی‌رغم رقیبانبا شاهد ساقی به چمن باده‌گسار است
نوشد می گلرنگ به آهنگ عنادلاز مدحت شاهش در معنی به کنار است
شاهنشه غیبی علی آن شاهد لاریبکز نکهت لطفش همه آفاق بهار است