گنج

شمارهٔ ۳۴

۲۱ بیت
بهار نو رسیدگل ار بستان دمید
ای گلعذار! نه وقت خواب است
ای رویت صبح عیددر این عید سعید
باده حلال، بوسه ثواب است
خرابم کن ز میز بانگ چنگ و نی
که ملک جم یکسر خراب است
برای انتخابدر این ملک خراب
وطن فروش مشغول کار است
وکیلان را بگوبس است این تکاپو
دور از بهشت شیطان و مار است
ما و عشق رخ دوستقبلۀ ما، ابروی اوست
ما ندهیم دل خود، جز به یارما نکنیم اعتماد بر اغیار
مطرب مجلس بکش این نغمه رااز پرده بیرون
ساقی مهوش بده جامی از آنبادۀ گلگون
ای وطن منتو لیلای منی
من بر تو مجنون
پاینده بادا درفش کاویانتیغ فریدون
ای دل غافلبر احوال وطن
خون گریه کن خون
من با تو مایلبر احوال وطن
خون گریه کن خون