شمارهٔ ۳۰
رحم ای خدای دادگر کردی نکردیابقا به اعقاب قجر کردی نکردی
از این سپس میدان شاهان جهان راگر از حلب تا کاشغر کردی نکردی
پیش ملل شرمندگیمان کُشت زین رویما را از این شرمندهتر کردی نکردی
در کینهخواهی خرابیهای ایرانما را به شه گر کینهور کردی نکردی
در سایۀ این شاخه هرگز گل نرویدبا تیشه قطع این شجر کردی نکردی
از تارک شاه قدرقدرت اگر دوراین تاج با دست قدر کردی نکردی
با مجلس شوری ز عارف گو جز این کارفردا اگر کار دگر کردی نکردی