گنج

شمارهٔ ۲۹ - مارش جمهوری

۲۳ بیت
روی دلکش، موی دیجورروی اندر موی، مستور
دست کز این غرفه این حورکو کشد جز دست جمهور
ساقی از این دور خستهساغر زرین شکسته
مطربا، ای پی خجستهپاره کن این سیم ناجور
دل شکستی، دل شکستی، زین پس دگر با جان رنجوران، مکنبازی تو ای چشم مخمور
ساز از نو باز کن سازیک نوای تازه بنواز
چون درآمد شور شهنازتار را کن کوک ماهور
پایۀ جم جایگاهیدور کیوان بارگاهی
وان قدر قدرت گواهیوسمه بود و ابروی کور
ترک نغمۀ خسروانیبایدت در زندگانی
از سروش، از سروش آسمانی،نغمه های روح بخش پهلوی بشنو از دور
سلطنت کو رفت گو رونام جمهوریت از نو
همچو خور افکند پرتوبخ که شد نور علی نور
دور باید شد ز اوهامبایدی پرچیدن این دام
سلطنت را همچو بهرامزنده باید کرد در گور
دور شاهی را چو دجالواژگون گشته است احوال
سر زد اقبال، سر زد اقبال، از رایت فتح،آیت مهدی جمهوریت عصر منصور
نیست دوران قجر باداین شجر بی بار و بر باد
تا قیامت دادگر بادبازوی پرزور جمهوری
کار ایران رو‌به‌ره بادنام شاهی رو سیه باد
زنده سردار سپه بادبا غریو کوس و شیپور
تودۀ ملت نمیراددامن غفلت نگیراد
تا ابد شد، تا ابد شد، مقهورملت از سلطنت و شاه و شاهنشاه وز امپراطور