شمارهٔ ۱۹
رحم ای خدای دادگر کردی؟ نکردیابقا به فرزند بشر کردی؟ نکردی
بر ما در خشم و غضب بستی؟ نبستیجز قهر اگر کار دگر کردی نکردی
طاعون،وبا،قحطی، بگو دنیا بگیردیک مشت جو گر بارور کردی نکردی
آتش گرفت عالم ز گور بوالبشر بودصرف نظر گر زین پدر کردی نکردی
گیتی و هرچه اندر، ز خشک و تر بسوزانشفقت اگر با خشک و تر کردی نکردی
یک دفعه عالم بی خبر زیر و زبر کنجنبنده ای را گر خبر کردی نکردی
این راه خیری بُد نهادم پیش پایتبا جبرئیل ار خیر و شر کردی نکردی
این اشرف مخلوق زشت و بی شرف رابا جنس سگ همسر اگر کردی نکردی
جز خر کسی تن زیر بار غیر ندهدگر امتی جز شیعه خر کردی نکردی
ملک کیانی را قجر چون دست خوش کردکوتاه اگر دست قجر کردی نکردی
ایران هنرور را به ذلت اندر آردعارف اگر کسب هنر کردی نکردی