گنج

شمارهٔ ۹

ازین سپس من و کنجی و دلبری چون حوردگر بس است مرا صحبت هپور و چپور
تو باشی و من و من باشم و تو شیشه میکمانچه باشد و نی تار و تنبک و تنبور
به می مصالحه کردیم چشمه کوثربرو به کار خود ای واعظ تفنن جور!