گنج

شمارهٔ ۱۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: امیاید۱۱ بیت
نامهٔ من برت از کان شفا می‌آیدمحترم دار که این نامه ز ما می‌آید
از سیه‌کاریِ من گشته گریزان از منشِکوه‌ها دارد و در پیش شما می‌آید
گر بگوید سخن بی سر و پا گوش مکنکه به غمّازیِ ما بادِ صبا می‌آید
هرکه پرسد ز که این نامه رسیده است بگواز شهنشه‌منشِ بی سر و پا می‌آید
بوی مهر از تو گمان کرده که می‌آید لیکدید وقتی که نیامد به صدا می‌آید
بوی عشق آید باز از من اگر یک روزیدیدم از جنسِ بشر بوی وفا می‌آید
چون به دربارِ شهِ عشق رسی کرنش کنکاندر آنجا به ادب شاه و گدا می‌آید
رخ نماید برباید دل و آید امابا دوصد عشوه به یغما برِ ما می‌آید
به کجا رو کنم از دستِ خیالت هرجارَخت بربندم با من همه‌جا می‌آید
اندرین کوه که من کرده مکان موسی اگرآید آنجا ز کف افکنده عصا می‌آید
عارف آید برت آن روز که صد سجدهٔ شُکرجای آری و بگویی: «به خدا می‌آید»!