گنج

شمارهٔ ۸

سمند فخر دین فاخر ز فخرت مفتخر باداکمند قهر هر قاهر ز قهرت مقتصر بادا
اگر گردون به یک ذره بگردد برخلاف توهمه دوران او ایام نحس مستمر بادا
قوام دولت ما را چو امر قدقضی گشتیدوام محنت اعدات امر قد قدر بادا
اگر کشتی عز و جاه جز بار تو برگیردهمه الواح معقودش جراد منتشر بادا
عروس طبع یک دانا اگر جز بر تو عیش آردزبان جهل صد دانا به جهلش بر مقر بادا
صفای صفهٔ صدرت به صف صابران دینچو وصف جنةالفردوس ماء منهمر بادا
ز بهر حفظ جانت را به هر جایی که بخرامیعنان دولتت در دست الیاس و خضر بادا