گنج

شمارهٔ ۷۷ - در حضرت مخدوم بار خواهد

ای به همت بر آفتابت دستآسمان با علو قدر تو پست
بهتر از گوهر تو دست قضاهیچ پیرایه بر زمانه نبست
هیچ دل با تو بد نشد که فلکآرزوهاش در جگر نشکست
هیچ سر آستان تو بنسودکه کله گوشه بر سپهر نخست
باز در طاعت تو کبک نوازدیو در دولت تو حرزپرست
آن شهابست کلک مسرع توکه ازو هیچ دیو فتنه نجست
ابر عدل تو نایژه بگشادگرد تشویش از جهان بنشست
همتت دامن کرم بفشاندآز هم در زمان ز فاقه برست
ای به جایی که از علو بفکندبیم دست تو چرخ را از دست