شمارهٔ ۶۲
گشتهام بینظیر تا که ترابه عنایت به سوی من نظرست
که مرا در وفای خدمت تونه به شب خواب و نه بهروز خورست
خاک سم ستور تو بر منبهتر از توتیای چشم سرست
زانکه دانم که پیش همت توآفرینش به جمله بیخطرست
شعرم اندر جهان سمر زان شدکه شعار تو در جهان سمرست
زاتش عشق سیم نیست مراخاطرم لاجرم چو آب زرست