گنج

شمارهٔ ۴۰۷ - سلطان سنجر را گوید

ای جهان را عدل تو آراستهباغ ملک از خنجرت پیراسته
حلقهٔ شب رنگ زلف پرچمتروزها رخسار فتح آراسته
در دو دم بنشانده از باران تیرهر کجا گرد خلافی خاسته
خسروان نقش نگین خسروینام را جز نام تو ناخواسته
گنجها خواهان ز دستت زان شدندکز پی خواهنده داری خواسته
در بلاد ملک تو با خاک بیزراستی ناید ز خاک آراسته
ای به قدر و رای چرخ و آفتابباد ماه دولتت ناکاسته