گنج

شمارهٔ ۳۹۸ - در مذمت افلاک

ای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبریکانچه بدهد به یسارت بستاند به یمین
آفتابش که در این دعوی رایت بفراشتاگر انصاف دهی آیت بخلیست مبین
از بخیلی نبود آنکه کسی دادهٔ خویشبرکشد از سر آن تا فکند در بر این
پارهٔ ابر سیه را ندهد بهرهٔ نورتا به اندازهٔ آن باز نخواهد ز زمین