شمارهٔ ۳۸۰ - در اظهار نیکنفسی خود گفته است
من توانم که نگویم بد کس در همه عمرنتوانم که نگویند مرا بد دگران
گر جهان جمله به بد گفتن من برخیزندمن و این کنج و به عبرت به جهان در نگران
در بد و نیک جهان دل نتوان بست ازآنکگذرانست بد و نیک جهان گذران
جز نکویی نکنم با همه تا دست رسدکه بر انگشت نپیچند بدم بیخبران
نفس من برتر از آن است که مجروح شودخاصه از گب زدن بیهدهٔ بیبصران
گاو در خرمن من هست مرا میشایدریش گاوی بود آبستنی از کون خران