شمارهٔ ۲۳۰ - در تهدید و هجو قاضی هری
به خشک ریش گری در هری ندیدستیز هجو روی سیاهی که نوبتی بیند
کنون به خیمه زدن دانهای پراکندیکه مرغ ذکر تو تا جاودان از آن چیند
در آن دو لفظ سخن چاردست و پای شترچنان نشنید کان شیوه عقل بگزیند
مکن به عذر و تلطف دل مرا دریابکه چوب خیمه در آن نیز نیک بنشیند