گنج

شمارهٔ ۲۰۹ - در مدیح

صاحبا دین و ملک بی‌تو مبادکز جهان کار این و آن دارند
زانکه این دو ودیعتند که خلقاز خدای و خدایگان دارند
ملک و دین را زمان زمان تو بادکاب و رونق درین زمان دارند
تویی آنکس که ذکر مدت تستتا که گویندگان زبان دارند
عالمی دئر پناه نعمت توشکر شکر در دهان دارند
امتی در وفای خدمت توکمر عهد بر میان دارند
دامن عرصه‌ایست جاه ترااین که این چار قهرمان دارند
گوشهٔ طارمی است قدر ترااین که این هفت پاسبان دارند
دوستان از تواتر کرمتخانه چون راه کهکشان دارند
دشمنان از تراکم سخطتفتنه در مغز استخوان دارند
ضبط عالم به تیغ و کلک کنندکه اثرهای بی کران دارند
کلک فرزانگان کارگزارتیغ ترکان کاردان دارند
زین کروه آنکه اهل انعامندهمه از نعمت تو جان دارند
زان گروه آنکه اهل اقطاعندهمه از دست تو جهان دارند
جود می‌گفت با کرم روزیکه کسانی که این مکان دارند
گر جهانداری به شرط کنندچه نکوتر که بر چه سان دارند
کرم از سوی تو اشارت کردکه کریمان جهان چنان دارند
کیسه پرداز بحر و کان کف تستکه بدو خرج جاودان دارند
طاعت آموز انس و جان در تستکش همه سر بر آستان دارند
همه در مهر خازنت باداهرچ اضافت به بحر و کان دارند
همه با داغ طاعتت بادندهرکه نسبت به انس و جان دارند
پای بر خاک هر زمین که نهیمنتی تا بر آسمان دارند