شمارهٔ ۱۹۷ - در تقاضای راتبه
خداوندا تو میدانی که بندهنیارد هیچ زحمت تا تواند
ولیکن چون به چیزی حاجت افتدز گیتی مرجع دیگر نداند
نیابد همتش از نفس رخصتکه از کس جز شما چیزی ستاند
نه آن دامن کشیدست از تکبرکه گردون گرد منت برفشاند
کم از بیتی بود وا و باکه گر امروز بر افلاک خواند
بحمدا به اقبال خداوندکه بختش هرچه باید میچشاند
فذلک چون تو کردی عزم جنبشقرار کارها چونین نماند
اگرچه راتب معهود بندهاجل معتمد هر مه رساند
تو آنی کز جفا و جور گردونبه یک صولت دلت بازش رهاند
بمان در نعمت و شادی همه عمرکه آن نعمت بدین نعمت بماند