گنج

شمارهٔ ۱۵۷ - شراب خواهد

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ارد۱۰ بیت
ای جهانی پر از مکارم توانوری در جهان ترا دارد
چون قوی‌دل بود به رحمت توهر زمان زحمتت همی آرد
چکند گرچه نیست بر تو عزیزخویشتن خوار می‌نپندارد
بسکه کوشد که با تو دم نزندکرمت خامشش بنگذارد
مبرمی شرط شاعریست ولیکبنده را زان شمار نشمارد
اینک این مباینت حکمیستکه به انصاف حکم بگزارد
اینکه او پشت دست می‌خایدهمه را پشت پای می‌خارد
چه کنم قصه چون دراز کنمعیش تلخم همی بیازارد
آب چون آتشم فرست که بادبر سرم خاک غم همی بارد
آب انگور بوک سعی کندتا غمم غوره در نیفشارد