گنج

شمارهٔ ۱۴۲ - در تهنیت دارو خوردن مجدالدین

مجد دین ای جهان جود و کرمدست جود تو ابر و باران باد
ساحت عالم از طراوت توچون رخ باغ در بهاران باد
نظر چشم و بوسه‌های لبتبه لب و چشم گلعذاران باد
شربت خوشگوار امروزتچون همه عمر خوش‌گواران باد