شمارهٔ ۱۴۱ - مخدوم حکیم را در سرای خاص جای داد در شکر آن گوید
ای مقر عز تو از خرمی دارالقراردایم از اقبال چون دارالقرار آباد باد
آن مکان کز تو فلک قدر و زمین بسطت شده استدر نهاد خود فلک سقف و زمین بنیاد باد
گفتهای از روی آزادی نزولی کن دروجاودان جانت ز بند حادثات آزاد باد
وانکه گفتی طبع ما را شاد گردان گاهگاهگاه و بیگاهت دل صافی و طبع شاد باد
پایهٔ شعر از عذوبت بردهای بر آسمانآشمان را کمترین شاگرد تو استاد باد
باد شهرت را که دارد نسبت از باد بهشتبر سر از تشویر طبعت خاک و در کف باد باد
کمترین بندگان از بندگان خاص توای خداوندیت عام از بندگانت یاد باد