گنج

شمارهٔ ۱۳ - در شکایت زمانه

خطابی با فلک کردم که از راه جفا کشتیشهان عالم‌آرای و جوانمردان برمک را
زمام حل و عقد خود نهادی در کف جمعیکه از روی خرد باشد بر ایشان صد شرف سگ را
نهان در گوش هوشم گفت فارغ باش از این معنیکه سبلت برکند ایام هر ده روز یک یک را