گنج

شمارهٔ ۱۲۴ - در مذمت کسی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: شت۵ بیت
سراجی ای ز مقیمان حضرت ترمدرسید نامهٔ تو همچو روضه‌ای ز بهشت
حدیث فخری منحول اندرو کردهکه دست و طبعش جز دوک آن حدیث نرشت
غرض چه یعنی دزدیست بی‌حیا آخرمن این ندانم کز ماده گاو ناید کشت
به کعبهٔ سخن اندر چه ذکر او رانیکه ذکر او نکند هیچ کافری به کنشت
گواهیش که گواهی خود در این محضرز ننگ او به همه شهر خود دو کس ننوشت