گنج

شمارهٔ ۶۰

دوست دارم که برآشوبی و بیداد کنیشادیی ‌کن ‌که مرا با غم و فریاد کنی
زاتش عشق چو پولاد بتابی دل منپس دل خویش چو ناتافته پولاد کنی
به‌تو ای طرفهٔ بغداد نه زان دادم دلکه تو از دیدهٔ من دجلهٔ بغداد کنی
بندهٔ روی چو ماهت نه از آن شرط شدمکه مرا بیهده بفروشی و آزاد کنی
بندهٔ روی توام عاشق بیداد توامبنده‌تر گردم و عاشقتر اگر داد کنی