شمارهٔ ۴۲
بربود روزگار تو را از کنار منوز تن ببرد داغ فراقت قرار من
جفت دگر کسی و غمان تو جفت منیار دگر کسی و فراق تو یار من
تو شادمانه جای دگر بر مراد خویشوینجا به جان رسیده زعشق تو کار من
تا از کنار من تو کرانه گرفتهایبیخون دل نبود زمانی کنار من
هر جایگاه که روزی با تو نشستهامآن جایگه شدست کنون غمگسار من