شمارهٔ ۳۰
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ستهام۷ بیت
بسکه من دل را بهدام عشق خوبان بستهاماز نشاط روی ایشان توبهها بشکستهام
جستهام او را که او را دیده تیر انداخته استتا دل و جان را به تیر غمزهٔ او خستهام
هرکجا سوزندهای را دیدهام چون خویشتندوستی را دامن اندر دامن او بستهام
دوستانم بر سرکارند در بازار عشقمن چو معزولان چرا در گوشهای بنشستهام
گر به ظاهر بنگری درکار من گویی مگربا سلامت همنشین و از خصومت رستهام
این سلامت را که من دارم ملامت در قفاستتا نپنداری که از دام ملامت جستهام
نوک خار هجر این یاران مشکین موی رااز جفای دوستان در دیدگان بشکستهام