گنج

شمارهٔ ۲۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یر۷ بیت
دی نگاری دیدم اندر راه چون بدر منیرکز برون‌ گل بود و مشک و از درون می بود و شیر
رخ چو آب اندر شراب و تن چو خز اندر سمنلب چو لعل اندر نبات و پر چو سیم اندر حریر
دست و بازو چون بلور و عارض و دندان چو درزلف و ابرو چون‌کمان و غمزه و بالا چو تیر
دلبری بس دلستان و شاهدی بس دلربانازکی بس دلفریب و چابکی‌بس دلپذیر
من درو چشمی‌زدم چونانکه بی‌شرمان زننداو زشرم آتش پراکند از بر بد‌ر منیر
چون بیامد گفتم ای کرده دلم زیر و زبرجور بر آن کت همی بیرون فرستد خیر خیر
ماه برگیرد بدان زلف‌ کمندت چون‌ کمرحور درگیرد بدان گرد سمندت چون عبیر