شمارهٔ ۱۹
رفت یار و غمی ز یار بماندجان زغم زار و تن نزار بماند
دل و یار و نشاط هر سه شدندعشق و هجران و درد یار بماند
رفت معشوق و عشق باقی ماندکه ز معشوق یادگار بماند
هست چون یار غمگسار عزیزهرچه از یار غمگسار بماند
شد دل و بردبار عاشق اوبر سر ره به انتظار بماند
جانکه بد در طریق عشق سواردر ره عشق آن سوار بماند
خِرَدِ کارْ دیده در ره عشقسخت عاشق شد و ز کار بماند