گنج

شمارهٔ ۲۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ان۱۱ بیت
هنگام آنکه گل دمد از خاک بوستانرفت آن گل شکفته و در خاک شد نهان
هنگام آنکه شاخ شجر نم کشد ز ابربی آب ماند نرگس آن تازه بوستان
با جام باده در وطن امروز برفروزآن گوهری که هست مدد در صفای جان
قد بلند او به مَثَل مِثل نارونرنگ عجیب او به صفت رنگ ناردان
بیگانه از ستاره ولیکن ستاره باربی بهره از عقیق ولیکن عقیق سان
رخشان‌تر است پیکرش از جنس آفتابپیچان‌تر است قالبش از شاخ خیزران
در گوش او ز گوهرِ چرخ است گوشواربر فرق او ز مشک سیاهست طیلسان
شنگرف را به گونه دلیل معین استلیکن همی نماید زنگار ازو دخان
چون خاطر کریم صفا اندرو پدیدچون همت بلند جوادی درو عیان
چون بر زمین ز پیکر خود سایه افگندسوی سپهر پشهٔ زرین شود روان
نقصان کجا رسد به طبایع ز روزگار؟تا اوست بر سپاه طبایع خدایگان