گنج

شمارهٔ ۴۸

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ایم۱۵ بیت
خسروا، بر بساط همت توستقدم طبع آسمان سایم
چون وطن بر ستانه ی تو کنمسر چرخ برین سزد جایم
شکر یزدان که عقد مدحت توستگوهر نظم عالم آرایم
پهن بگشای چشم و نغز ببینتا کیم، من، چکار را شایم
از تو در سایه ی هما آمدطوطی خاطر شکر خایم
فلکم، بی گزاف میرانمعالمم، نی بهر زه می لایم
تو بهاری و من چمن، چه شودگر مقرر کنی سر و پایم
چونکه شایسته خزانه توستهر گهر کا ز ضمیر می زایم
بتو، از جنس اصطناع صداعآنچه بنمودنی است بنمایم
با سخای تو، دی همی گفتمکه چه تقدیر میکند رایم
آنکه دفع خزان بارد رادر حریم لباچه ئی آیم
گفت سهل است من به نیمچه ئیرتبت و جاه تو بیفزایم
گفتمش در مصاف دشمن و دوستچون علم نیمه ئی بیارایم
نیمه را، نیمگان فرود آیندمن تمامم تمام فرمایم
باغبان بهشت مدح تو بادوهم چالاک سحر پیمایم