شمارهٔ ۴۵
چرخ دولابی ام افکنده چویوسف درچاهوای سیاره ی او کز نظر آرد رسنم
آب ناخورده از این برکه نیلوفر گونهمچو نیلوفر تا حلق چرا در لجنم
روی پرواز نمی بینم از این تنگ قفسکه زمین وار فرو رفته بقصد ز منم
بلعجب تیز هوائی است در اقلیم هنرکه به بستان هنر خار کند یا سمنم
ای دریغا که چو گل عمر سبکپای برفتکه نخندید چو اقبال گلی در چمنم
گر در این غصه بمیرم عجبم می نایدیعلم الله که من اندر عجب از زیستنم