شمارهٔ ۸۶
پسته خندان تو شکر فشاندسنبل پرتاب تو عنبر فشاند
ناز تو چون باز نوشت آستیندامن کبر از دو جهان بر فشاند
در قدم عشوهی تو، بس که دوشعشق ز رخسارهی من زر فشاند
وز قبل تیرگی چشم منلعل تو یا رب، که چه گوهر فشاند
از رخ و زلف تو خیالی برستدست شرف بر شب و اختر فشاند
شعله من دامن گردون بسوختلطف تو چون آستی اندر فشاند
بود اثیر آن دم و یک جان خشکبر سر این یکدو غزل برفشاند