گنج

شمارهٔ ۱۳۵

ساقی من از خمار شبانه مشوشموقت است اگر به باده‌ی باقی کنی خوشم
آن آب هم طویله آتش به من رسانباشم که یک زمان زنی آبی بر آتشم
الا به دست باده دوشین دوش نیستزهری که من ز دست جفای تو می‌چشم