گنج

شمارهٔ ۱

چه خرمی‌ست که امروز نیست زنگان راچه فرخی‌ست کزو بهره نیست کیهان را
بهار و کام طرب تازه می کند دل راضیاء انس و فرح زقّه میدهد جان را
به دشتِ جلوه‌گری عرضه داد بار دگرسپهر کوش گرفته مزاج نیسان را
چو کودکان به دبستان آخشیج آوردصبا مشاطهٔ خوش‌قامتان بستان را
خجسته مقدم قاضی القضات رکن الدینبه سان خلد بیاراست خاک زنگان را