گنج

شمارهٔ ۵۲ - مدح

قافیه: باد۸ بیت
ای شاه شاهزاده سپهرت غلام بادکام جهان ز توست جهانت بکام باد
آن دست مال بخش که جانها نثار اوستهمواره در بهار طرب سوی جام باد
جام از سرشک دیده ی انگور در کفتوز گریه چشم حاسد تو نیل فام باد
پیراهن خلاف تو را بر تن عدوهمواره زه چوخنجر ودامن چودام باد
گر عقد مملکت نکند واسطه تورادهر این چنین که هست گسسته نطام باد
شاها جهان ابلق اگر چند توسن استچون دید زین دولت تو خوش لگام باد
میمون همای مدح تو را همچون من هزاردر زیر تیر تربیتت اهتمام باد
عمرت چو دور ز ایام دور باداز تاج و تخت تو بد ایام دور باد