شمارهٔ ۳۶ - مدح سلطان ارسلان بن طغرل - مطلع سوم
ای شاه شیر زهره، شکارت خجسته بادفیل دمان بخام کمند تو بسته باد
باز تو را که شاه طیور است چون عقاباز گوسفند تخته افلاک مسته باد
منقار چرخ و ناخن شاهین فرختپشت دو نسر طایر واقع شکسته باد
باباس چنگ و ناب سگانت زدست قطبافسار دب اصغر و اکبر گسسته باد
شیر از هراس یوز تو و خشم یوز تواز دیده تو رنگ بخوناب شسته باد
بادام شکل، چشم گو زنان کوهسارباسک زن تو، دست شکن پوز بسته باد
کز لک زنان دو شاخه تیر از کمان تواز سینه پلنگ کمر، کبر جسته باد
آنجا که جور عدل تو دندان نمود، ظلماز کام اژدهای حوادث برسته باد
تا نیستان کنام بود شیر بیشه رابهر تو مرغزار وقا نیزه رسته باد
تیغت شکار کرده عدوو را و گفته فتحکای شاه شیر حمله شکارت، خجسته باد