گنج

شمارهٔ ۳۳ - مدح خواجه صدرالدین قاضی مراغهٔ وزیر سلطان طغرل

کار دو گیتی به کام صدر اجل بادجایگه دشمنانش صدر، اجل باد
کعبه آمال حرز دولت و دین آنکبا شرف او زحل وضیع محل باد
نوبت عمر ابد بنام بلندشکوفته در صدر بارگاه ازل باد
سایل بی برگ با عنایت جورشچون گل صد برگ در حمایت ظل باد
سینه شیران ز بهر رتبت و رایشکردن طاعت نهاده پیش کفل باد
گر سوی رایش نگه کند به تکبردیده خورشید مبتلای سبل باد
تیره دلی را که نقص او بزبان بردحرف بکار اندرش زبان وَرَل باد
حاسد جاهش ببوستان بقا، درچون بگلستان در اوفتاده جعل باد
رخش قضا بامضای عزم عجولشچون شترلوک در میان و حل باد
ای ز شرف بر سپهر کرده تقدمپای محل تو بر جبین زحل باد
موسم اضحی شتاب کرد بخدمتاسب نجاحش بزیر ران امل باد
وز پی قربانت شرع اگر نه پسنددچرخ ندا کرده خون جدی و حمل باد
وآنکه کم آید بحضرت تو چو خادمگوشتی و نان و هیزمش بخلل باد
زین سه غمش باز خر که ضامن عمرتتا به قیامت خدای عز و جل باد