گنج

بخش ۳۱ - آگاهی عنبر و کافور از حال شمع

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۷ بیت
چو باشد بر دلی از داغ تابیبرآید عاقبت بوی کبابی
به هر جا بگذرد آهوی مشکینتوان پی بردنش از بوی مشکین
چو شمع از حد برونشد سوز جانشپریشان گشت حال خادمانش
زرنگ چهره و بیماری اوشدند آگه ز سوز و زاری او
چو سوز شمع بیش از پیش بودیدمادم داغ بر داغش فزودی
ضمیرش گشت بر کافور ظاهربه رازش برد عنبر بوی آخر
بدو گفتند کای ماه دل آراچراغ خانه چشم و دل ما
دلیل و رهنمای دوربینانانیس خلوت تنها نشینان
نهال گلشن حس و جمالیچو سرو ناز در حد کمالی
چرا با این جمال و سر فرازیمدام از اشک حسرت میگدازی
مگر داری ز سوز عشق تابیکه میریزد ز گلبرگت گلابی
دلت سوزد زغم کاین گریه خیزدکسی بی سوز دل چون اشک ریزد
اگر عاشق نیی این زاریت چیستجگر سوزی و شب بیداریت چیست
ترا گر نیست آه آتش آلودچه خیزد از دلت جان نفس دود
خیالی میپزی با سوز و زاریو گرنه در سر این آتش چه داری
همان بهتر که راز از ما بپوشیبگویی حال و زین آتش نجوشی
اگر ما آگه از کار تو باشیمطبیب جان بیمار تو باشیم