بخش ۲۷ - مناجات کردن پروانه
خوشا آن بنده با عهد و پیوندکه دارد بازگشتی با خداوند
بکام خویش اگر چندی رود راهچو باز آید نیاز آرد بدرگاه
بنالد گاهی از سوز و گدازیچبمالد بر زمین روی نیازی
بجوشد بحر الطاف خداییز گرداب غمش بخشد رهایی
در آن شب کز نهیب دیو ظلمتجهان بستی چو طفلان لب ز وحشت
همه داوری بیهوشی چشیدهسر اندر جیب خاموشی کشیده
ز غم پروانه با قاضی حاجاتبه طور دل چو موسی در مناجات
که یارب از کمال عزت توبه عزت بخشی بی منت تو
بدان مهری که ختم انبیا راستبدان سری که شاه اولیا راست
بحق هایهای اشکریزانببانگ هوی هوی صبح خیزان
باشک طفلی از درد نهانیبآه پیری از داغ جوانی
به مسکینی و عجز عذر خواهانبعذر آوردن صاحب گناهان
به سختی بردن ایام دوریبه تلخی بردن شام صبوری
به اشک و زاری شام غریبانبه رشک عاشق از کام رقیبان
به صحرا گشتن وامانده راهانبه تنها ماندن افتاده جاهان
به صحرا ماندن گمگشته از راهبه تنها ماندن افتاده در چاه
به تسلیم مریدان در ارادتبه تکبیر شهیدان در شهادت
به بیخوابی شام دلفگارانبه بیتابی روز روزه داران
به سوز گریه امیدوارانبه آه سوزناک سوگواران
به داغ من که از شمعم جگر سوختبه سوز شمع کز من بیشتر سوخت
کزین وادی مرا آزادیی بخشز نور شمع خویشم هادیی بخش