بخش ۱۰ - از حشو مصارع اول این قصیده این قطعه بر می خیزد
کلک ملک سخن که سخیستدم توفیق همدمت بوده
غیرکلکت کسی ز زلف سخنگره نظم و نثر نگشوده
هیچکس بی نسیم مرحمتتگرد محنت ز چهره نزدوده
سوده شد ذره ذره چهره مهربسکه درخشت درگهت سوده
کعبه رحمتی و بنده توره دوری به سعی پیموده
گر تو تمکین نمیکنی هیچ استبلکه در دسریست بیهوده
گر تو تحسین کنی چنین سخنیکس نگفتست بلکه نشنوده